Thursday, January 10, 2008

There is a crack in everything ...


Ring the bells that still can ring
Forget your perfect offering
There is a crack, a crack in everything
That's how the light gets in.

"Anthem" by Leonard Cohen
---------------------------------------------------------------

(Don't take the images seriously - This was the only version of this song I could find on YouTube!)


Tuesday, January 8, 2008

Realize things before it's too late.
Have lots of friends before you are alone.
Accept things rather than deny them.
Love people before you lose them.

Life comes just once.
Love it while you live it.

Monday, January 7, 2008

Friday, January 4, 2008

آینه


شعر از اردلان سرفراز

Thursday, January 3, 2008

"The whole problem with the world is that fools and fanatics are always so certain of themselves, but wiser people so full of doubts."

- Bertrand Russel

Wednesday, January 2, 2008

نماز ار نه از روی مستی کنی ، به مسجد درون بت پرستی کنی


بیایید تا جمله مستان شویم
ز مجموع هستی پریشان شویم

چو مستان به هم مهربانی کنیم
دمی بی ریا زندگانی کنیم

فلک بین چه با جان ما می کند
چه ها کرده است و چه ها می کند

برآورده از خاک ما گرد و دود
چه می خواهد از ما سپهر کبود

نمانده است در مردمان مردمی
گریزان شده آدم از آدمی

بیا ساقیا می به گردش درآر
که دلتنگم از گردش روزگار

میی کاو مرا وارهاند ز من
از این و از آن و ز ما و ز من

مـیــی از مـنـی و تـویـــی گـشتـه پـاک
شــود جــان، چکد قطره ای گر به خاک

میی صاف زآلودگی بشر
مبدل به خیر اندر او جمله شر

از آن مــی حـلال اسـت در کـیـش مــا
کــه هستــی وبــال است در پیـش مــا

بیا تا سری در سر خم کــنیم
من و تو ، تو و من ، همه گم کنیم

نماز ار نه از روی مستی کنی
به مسجد درون بت پرستی کنی

الــهـی بـــه مــسـتـــان مـیـخـانـه ات
بـــه عــقـــل آفــرینـــــان دیــوانــه ات

بــه خــم خــانــــه وحــدتــم راه ده
دل زنــــده و جـــان آگـــاه ده

رضی الدین آرتیمانی
(احتمالا ترتیب بیت ها نسبت به ترتیب اصلی متقاوت است)

Tuesday, January 1, 2008

به جهان خرم از آنم


به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

به غنیمت شمر ای دوست دم عیسی صبح
تا دل مرده مگر زنده کنی کاین دم از اوست

نه فلک راست مسلم نه ملک را حاصل
آنچه در سر سویدای بنی آدم از اوست

به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست
به ارادت ببرم زخم که درمان هم از اوست

زخم خونینم اگر به نشود، به باشد
خنک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم از اوست

غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد؟
ساقیا باده بده شادی آن کاین غم از اوست

پادشاهی و گدایی بر ما یکسان است
چو بر این در همه را پشت عبادت خم از اوست

سعدیا گر بکند سیل فنا خانهٔ عمر
دل قوی دار که بنیاد بقا محکم از اوست