Thursday, January 10, 2008
Tuesday, January 8, 2008
Monday, January 7, 2008
Friday, January 4, 2008
Thursday, January 3, 2008
Wednesday, January 2, 2008
نماز ار نه از روی مستی کنی ، به مسجد درون بت پرستی کنی
بیایید تا جمله مستان شویم
ز مجموع هستی پریشان شویم
چو مستان به هم مهربانی کنیم
دمی بی ریا زندگانی کنیم
فلک بین چه با جان ما می کند
چه ها کرده است و چه ها می کند
برآورده از خاک ما گرد و دود
چه می خواهد از ما سپهر کبود
نمانده است در مردمان مردمی
گریزان شده آدم از آدمی
بیا ساقیا می به گردش درآر
که دلتنگم از گردش روزگار
میی کاو مرا وارهاند ز من
از این و از آن و ز ما و ز من
مـیــی از مـنـی و تـویـــی گـشتـه پـاک
شــود جــان، چکد قطره ای گر به خاک
میی صاف زآلودگی بشر
مبدل به خیر اندر او جمله شر
از آن مــی حـلال اسـت در کـیـش مــا
کــه هستــی وبــال است در پیـش مــا
بیا تا سری در سر خم کــنیم
من و تو ، تو و من ، همه گم کنیم
نماز ار نه از روی مستی کنی
به مسجد درون بت پرستی کنی
الــهـی بـــه مــسـتـــان مـیـخـانـه ات
بـــه عــقـــل آفــرینـــــان دیــوانــه ات
بــه خــم خــانــــه وحــدتــم راه ده
دل زنــــده و جـــان آگـــاه ده
رضی الدین آرتیمانی
(احتمالا ترتیب بیت ها نسبت به ترتیب اصلی متقاوت است)
Tuesday, January 1, 2008
به جهان خرم از آنم
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
به غنیمت شمر ای دوست دم عیسی صبح
تا دل مرده مگر زنده کنی کاین دم از اوست
نه فلک راست مسلم نه ملک را حاصل
آنچه در سر سویدای بنی آدم از اوست
به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست
به ارادت ببرم زخم که درمان هم از اوست
زخم خونینم اگر به نشود، به باشد
خنک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم از اوست
غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد؟
ساقیا باده بده شادی آن کاین غم از اوست
پادشاهی و گدایی بر ما یکسان است
چو بر این در همه را پشت عبادت خم از اوست
سعدیا گر بکند سیل فنا خانهٔ عمر
دل قوی دار که بنیاد بقا محکم از اوست
Subscribe to:
Posts (Atom)